آخرین عناوین آخرین عناوین



حکایت فعالین واقعی فرهنگی که با تمام وجود از عرصه فرهنگ دفاع می کنند و در این راه مجاهدانه قدم بر می دارند به مراتب دردناک تر از ماجرای جناب مسلم بن عقیل است زیرا آن حضرت در ابتدای کار با اقبال تعداد اندکی از مردم مواجه شد ولی فعالین واقعی فرهنگی در زمان ما بنابر آن چه تا کنون دیده و شنیده ایم نه تنها در میانه راه که از همان ابتدا بی یاور و همراه هستند و بی وفایان مصلحت اندیش آن ها را یاری و مساعدت نمی کنند.

مظلوم تر از مسلم بن عقیل!

مرثیه ای برای فرهنگ و فعالین واقعی عرصه فرهنگ

در تاریخ چنین نقل شده است که بعد از ورود جناب مسلم بن عقیل به کوفه  و بعد از وقایعی که منجر به قیام وی در کوفه شد، در اثر تهدید ها و تطمیع های ابن زیاد جمعیت به تدریج از کنار مسلم بن عقیل پراکنده شدند تا جایی که یکی از روایت گران وقایع کوفه به نقل از برخی یاران حضرت، چنین می نویسد که ابتدا چهار هزار نفر بوديم كه با مسلم بن عقيل براى مقابله با ابن زياد قیام كرديم. هنوز به‏ قصر الأماره نرسيده بوديم كه سى صد نفر شديم، يعنى به اين صورت مردم از دور مسلم متفرق شدند. و كار به جايى رسيد كه زنها مى‏آمدند و دست فرزندان يا برادران خويش را گرفته و به خانه مى‏بردند، و مردان مى‏آمدند و به فرزندان خود مى‏گفتند كه راهتان را بگیرید و به دنبال کار خود بروید زیرا وقتی فردا لشكر شام برسد ما تاب مقاومت نخواهیم داشت.

وقت نماز شد و مسلم نماز مغرب را در مسجد ادا كرد، در حالتى كه از آن جماعت انبوه با او باقى نمانده بود جز سى نفر، مسلم چون بی وفایی کوفیان را دید، خواست از مسجد بيرون بیايد، هنوز از درب مسجد خارج  نشده بود که متوجه شد بیشتر از ده نفر با او نیستند و هنگامی که از درب مسجد بيرون رفت هيچ كس با او نبود و يك تنه ماند، پس آن غريب مظلوم نگاه كرد و يك نفر را نديد كه او را به جايى راهنمایی کند يا او را به منزل خود برد يا او را یاری نماید بنابر این متحيّرانه در كوچه‏هاى كوفه مى‏گرديد و نمى‏دانست كه كجا برود تا آن كه عبور او به خانه زنی به نام طوعه افتاد و در نهایت جناب طوعه به او پناه داد اما فرزندش مکان مسلم را به اطلاع دشمن رساند و بعد از قدری مقاومت در برابر لشگر دشمن به محاصره در آمد و به شهادت رسید.

هدف از نقل این فراز تاریخی ، بررسی تاریخ کربلا و قیام حضرت سیدالشهداء و بی وفایی مردم کوفه نیست بلکه به اصطلاح روضه خوان ها گریزی است برای پرداختن به موضوع فرهنگ و مظلومیت مقوله فرهنگ و فعالین واقعی فرهنگی.

رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای در دیدار اخیر خود با هیئت دولت و در بخشی از بیانات خود فرمودند : "... دوستانی که اینجا تشریف دارید و بخصوص مسئولین فرهنگی کشور و خود آقای رئیس‌جمهور محترم، حساسیّت این حقیر را نسبت به مسئله‌ی فرهنگ میدانند. گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به‌خاطر مسائل فرهنگی؛ یعنی اهمّیّت مسائل فرهنگی این‌جور است.

این اولین باری نیست که حضرت آقا نسبت به مسائل فرهنگی ابراز نگرانی و دغدغه می کنند  بلکه دو سال پیش نیز در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری نسبت به این موضوع هشدار دادند که نکات برجسته اش را در این جا نقل می کنم:

  1. بنده هم نگرانم. مسئلهی فرهنگ، مسئلهی مهمی است ...  بحمدالله جوانهای مؤمنِ خوبی داریم در عرصهی فرهنگ و هنر؛ فعالیت کردند، کار کردند؛ حالا بعضی جوانند، بعضی دورهی جوانی را هم گذراندهاند؛ ما عامل فرهنگی کم نداریم. ما حتماً در مسئلهی فرهنگ‌[باید توجه کنیم‌]، دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند.
  2. امیدوارم که مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه میکنند. با مسائل فرهنگی شوخی نمیشود کرد، بیملاحظگی نمیشود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنهی فرهنگی بهوجود آمد، مثل رخنههای اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانهی نقدی داد؛ اینجوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشکلات زیادی دارد.  
  3. واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابیاند که روز خطر سینه سپر میکنند، هشت سال جنگ تحمیلی میروند توی میدان؛ اینها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه میکنند یا مردم را بدبین میکنند، خدمت نمیکنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمیکنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمیشوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم.

صحبت کردن و نوشتن درباره مقوله فرهنگ آن هم بدون این که صاحبان سخن و قلم خود به میدان بیایند و کار فرهنگی کنند و برگزاری همایش و جلسات هزینه زا و در بعضی موارد بی فایده هیچ مرحمی بر این زخم بزرگ نخواهد گذاشت و اثری در جامعه ایجاد نمی کند.

همینجا  به طور سربسته این نکته را هم یادآور می شوم که هرکاری که صرفا اسم فرهنگ را یدک می کشد و در پوشش فرهنگ انجام می شود یک حرکت فرهنگی قلمداد نمی شود و امیدوارم که متولیان فرهنگی این نکته را هم سرلوحه تصمیم گیریهای خود قرار بدهند.

خیلی ها از فرهنگ سخن می گویند و می نویسند و مصاحبه می کنند و انتقاد می نمایند اما وقتی هنگام کار فرهنگی فرا می رسد گویا خبری از آن ها نیست و اگر هم باشند به گوشه ای می روند و اوضاع و احوال را می بینند و اقدام عملی انجام نمی دهند.

در این میان البته عده ای هم هستند که سعی بر تخریب فرهنگ اصیل اسلامی دارند و با حرف های سخیف و دور از انصاف خود و با هدف ایجاد یا تقویت پایگاه اجتماعی خویش و البته قدری هم با چاشنی جایگزینی فرهنگ غربی ، بدنه اجتماع را دچار آشفتگی می سازند و کار را برای دغدغه مندان و فعالان واقعی فرهنگی سخت می کنند.

در جامعه ما البته گروه سومی وجود دارند که به جهت علاقه و دغدغه مندی نسبت به دین و فرهنگ دینی و برای ترویج و گسترش و بیرون آوردن پیکر زخمی فرهنگ از بین آوارهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ، تمام زندگی و جوانی و فرصت های طلایی خود را وقف این موضوع بسیار مهم کرده اند و برخی در جوانی به پیری زودرس نیز دچار شده اند اما برخلاف آن چه که شایسته و لازمه یک جامعه دینی است و در کمال ناباوری ، مورد بی اعتنایی و بی وفایی افراد جامعه قرار می گیرند. بی وفایان در این مصیبت بزرگ دشمنان و طرفداران غربی نیستند بلکه همان کسانی هستند که به هنگام سخن و قلم فرسایی چنان از فرهنگ دینی می گویند و می نویسند که گویا مانند آن ها در تمام عالم پیدا نمی شود ولی به دلایل مختلف  هیچ گونه حمایتی نسبت به فعالین فرهنگی انجام نمی دهند و با کمال تأسف از یک ابراز تشکر و محبت ساده نیز دریغ می نمایند تا چه رسد به برپایی مراسم تجلیل و سپاس، در حالیکه چه بسا یک حرکت فرهنگی علاوه بر آثار و برکات بسیار خوبی که دارد برای یک شهر یا استان و حتی کشور موجب مباهات و افتخار چند صد ساله می شود.

ادامه این نوشتار ممکن است باعث کدورت خاطر برخی افراد یا به اصطلاح نخبگان بشود ولی همین مقدار باید بگویم که حکایت فعالین واقعی فرهنگی که با تمام وجود از عرصه فرهنگ دفاع می کنند و در این راه مجاهدانه قدم بر می دارند به مراتب دردناک تر از ماجرای جناب مسلم بن عقیل است زیرا آن حضرت در ابتدای کار با اقبال تعداد اندکی از مردم مواجه شد ولی فعالین واقعی فرهنگی در زمان ما بنابر آن چه تا کنون دیده و شنیده ایم نه تنها در میانه راه که از همان ابتدا بی یاور و همراه هستند و بی وفایان مصلحت اندیش آن ها را یاری و مساعدت نمی کنند.

نسأل الله منازل الشهداء

محمد هادی سمتی

دوشنبه 23 شهریور سال همدلی و همزبانی

شهر مقدس قم




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.