آخرین عناوین آخرین عناوین



... نزدیک نود سال داشت و شنید که حجاج بن یوسف ثقفی به مدینه آمده است. نیمه شبی هراسان به درب خانه او رفت و درخواست ملاقات با او را داشت. به حجاج پیغام دادند عبدالله بن عمر تقاضای ملاقات دارد. پرسید برای چه به این جا آمده ای؟ پاسخ داد از پیامبر اکرم شنیدم هرکسی که با امام زمانش هم پیمان نشود و بیعت او را بر گردن نداشته باشد و از دنیا برود مانند کسی خواهد بود که در دوران جهالت قبل از اسلام مرده باشد و آمده ام تا با تو به عنوان نماینده عبدالملک مروان بیعت کنم! حجاج در حالی که خوابیده بود پایش را از رو اندازش بیرون آورد و به او گفت اکنون حال ندارم که برخیزم تا به عنوان بیعت با من دست بدهی، دست خود را به پای من بکش و من بیعت تو را قبول می کنم.

 

نانجیب ها

ابتدا :  او از جمله حاکمان خون آشام بنی امیه بود که بسیاری از افراد مخالف خود و آن ها که با امویان مبارزه می کردند را به قتل رسانید.

امیر بیان حضرت علی علیه السلام قبلا از حکومت و خونریزی او خبر داده بود :

آگاه باشيد، به خدا سوگند پسركى از طايفه ثقيف بر شما مسلّط مى‏گردد كه هوسباز و گردن كش و ستمگر است ، سبزه زارهاى «اموال و داراييها» شما را مى‏چرد و چربى شما را آب مى‏كند.(1)

 وی به قتل و خونریزی علاقه داشت و خود بیان می‌داشت که بیشترین لذت وی، در ریختن خون و ارتکاب اموری است که کسی تا به‌ حال انجام نداده بود. شخص جلادی که وقتی می خواست غذا بخورد اگر یک بیگناه را جلویش سر می بریدند لذت می برد و اشتهایش برای خوردن غذا زیاد می گشت. (2)

بنابر نقل مورخان تعداد کسانی که توسط وی کشته شدند، بالغ بر ۱۳۰هزار نفر می‌شد. (3)

بعد: چون سنش کم بود به او اجازه شرکت در جنگ را نمی دادند ولی روی نوک پاهایش می ایستاد تا قدش بلند به نظر بیاید و پیامبر اکرم او را به میدان بفرستد. (4)

درهمه جنگهای پیامبر شرکت داشت از حدود سن 13 سالگی تا آخر عمر پیامبر اکرم یعنی حدود 25 سالگی اما هم در برابر مولا علی و هم در برابر سیدالشهداء موضع بی طرفانه اتخاذ کرد و در هنگامه جنگ معاویه با امیر المؤمنین سلام الله علیه ادعا می کرد که هیچکدام بر حق نیستند. (5)

بعد از واقعه عاشورا، البته پشیمان شد و در نامه ای به یزید بن معاویه  به شدت از کشته شدن سید الشهداء علیه السلام ابراز ناراحتی کرد ولی با پاسخ محکمی از جانب او مواجه شد.(6)

همچنین نقل کرده اند که در هنگام مرگش از یاری نکردن امیر المؤمنین علی علیه السلام ابراز پشیمانی می کرد.(7)

سرانجام : نزدیک نود سال داشت و شنید که حجاج بن یوسف ثقفی به مدینه آمده است. نیمه شبی هراسان به درب خانه او رفت و درخواست ملاقات با او را داشت. به حجاج پیغام دادند عبدالله بن عمر تقاضای ملاقات دارد.

پرسید برای چه به این جا آمده ای؟ پاسخ داد از پیامبر اکرم شنیدم هرکسی که با امام زمانش هم پیمان نشود و بیعت او را بر گردن نداشته باشد و از دنیا برود مانند کسی خواهد بود که در دوران جهالت قبل از اسلام مرده باشد و آمده ام تا با تو به عنوان نماینده عبدالملک مروان بیعت کنم!

حجاج در حالی که خوابیده بود پایش را از رو اندازش بیرون آورد و به او گفت اکنون حال ندارم که برخیزم تا به عنوان بیعت با من دست بدهی، دست خود را به پای من بکش و من بیعت تو را قبول می کنم.8 ) )

برخی نقل کرده اند که در نهایت به دستور حجاج مورد سوء قصد قرار گرفت و بر اثر جراحت از دنیا رفت. (9)

خداوندا تا ظهور منجی عالم ، سایه رهبر حکیم و بصیر و فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) را بر سر ما مستدام بدار و نانجیب های تاریخ را ذلیل و رسوا بگردان. آمین یا رب العالمین

نسأل الله منازل الشهداء

محمد هادی سمتی

شهر مقدس قم

یکشنبه بیست و سوم اسفند ماه سال همدلی و هم زبانی

مصادف با سالروز شهادت حضرت صدیقه اطهر فاطمه زهرا سلام الله علیها

پی نوشت :

  1. نهج البلاغة / ترجمه دشتى، ص: 227
  2. به نقل از دانشنامه مجازی ویکی شیعه : http://fa.wikishia.net
  3. همان
  4. المغازى،ج‏1،ص:216
  5.  أسدالغابة،ج‏3،ص:238
  6. نهج الحق للعلامة الحلي ج 1 ص 356
  7. الاستيعاب،ج‏3،ص:953
  8. شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏13، ص: 242
  9.  أسدالغابة،ج‏3،ص:240



رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.